نکاتی اساسی برای مدیریت کلاس سوم....بر اساس گفتگو با یک فرد بسیار بسیار باتجربه!
شاید خوانندگان محترم تصور کنند که مدیر کلاس شدن وظیفه چندان دشواری هم نیست. من هم ابتدا همین طور تصور می کردم اما به تدریج در صحبت هایی که با شهریار داشتم به آگاهی های تازه ای رسیدم که نظرم را تغییر داد. متاسفانه فرصت نیست که در مورد تمام زوایای ظریف کار صحبت کنم این است که تنها چند نکته را به طور اجمالی ذکر می کنم تا دوستان عزیز و بخصوص دانشجویان محترم بتوانند به عنوان الگو از این نکات استفاده کنند. نخست اینکه برای گرفتن پست مدیریت کلاس در پایه سوم، شما باید مقدار زیادی شم سیاسی داشته باشید. نه اینکه از دیپلماسی استفاده نادرست بکنید و خدای نکرده بخواهید به کسی رشوه ای چیزی بدهید. بر عکس باید در مسیر درست به نوعی دیپلماسی فعال دست بزنید. به ویژه اینکه رقیب شما هم درست مثل شما دست به کار شده و دارد با صحبت ها و کمی هم وعده های فریبنده، ذهن بچه ها را به خود متوجه می کند. بنابراین مقدار زیادی از تلاش مدیر کلاس به قبل از انتخاب شدن بر می گردد. باید بکوشد که رای ها را بدست بیاورد و البته در این راه از ترفندهای روانشناختی و سخنوری هم استفاده کند. یکی دو جلسه با بچه ها و بیان شفاف مواضع و آرمان هایی که داری و اینکه بعد از مدیر شدن چه تحولاتی در کلاس ایجاد خواهی کرد خیلی می تواند کمک کند. مثلا اگر به بچه ها وعده بدهی که در صورت انتخاب کاری خواهی کرد که آن هایی که با هم خیلی رفیق و ایاق هستند در کلاس کنار هم بنشینند، یکدفعه رای تو خیلی بالا می رود اما بعد از انتخاب باید جدا از این کار جلوگیری کنی چون بخصوص در ساعت های فیزیک و جبر باعث هرج و مرج می شود و این یک نکته منفی در کارنامه توتلقی می شود. بنابراین بعد از انتخاب، باید با زبان شیوا و دیپلماسی فعال با تک تک بچه ها صحبت کنی و بگویی که اگر کنار هم ننشینند خیلی بهتر است و البته در این راه باید خوب از نظر روانی آن ها را ارزیابی کرده باشی که تیرت خطا نرود و فرد بر علیه تو شروع به سم پاشی در کلاس نکند و اگر یکوقت تخته پاک نکرده بود یا کت یکی از بچه ها جا مانده بود، به حساب ضعف مدیریت تو نگذارد. خوب بعد از انتخاب شدن هم مسائل زیادی در پیش رو داری. باید سعی کنی بچه ها را متحد کنی و نه اینکه اجازه دهی آن ها به گروه های متفرق تقسیم بشوند و بعد از کلاس هر گروه سراغ برنامه های خودش برود. بنابراین باید در فرصت هایی که دست می دهد از ادبیات سیاسی نرم ( خیلی مهم است ) استفاده کامل ببری و مانیفست خودت را برای آن ها کاملا بیان کنی. البته ممکن است عده ای از بچه ها و شاید همه آن ها اصلا ندانند مانیفست و این چیزها یعنی چه و بخواهند ادایت را در بیاورند و جو را بر علیه تو تحریک کنند اما در این موارد باید صبور باشی و با استفاده از استدلال های منطقی و متانت در صحبت کردن آهسته آهسته حالیشان کنی. از کوره در رفتن در این موارد و روی آوردن به عبارات توهین آمیز نظیر تو که اندازه گاو نمی فهمی بشین سرجات و یا اینکه آدم باش دارم حرف می زنم و از این قبیل، صرفا باعت کاهش اعتبار فرهنگی تو در بین دانش آموزان خواهد شد و کارنامه ات را ضعیف خواهد کرد. نکته مهم دیگر تقسیم مسئولیت است. نباید کسی فکر کند که تو داری مسئولیت ها را از سر خودت باز می کنی و روی دوش بچه ها می اندازی اما در عمل باید با دیپلماسی خوب این کار را انجام بدهی. بچه ها باید طوری به وظایف خودشان علاقه مند بشوند که مسئول گچ، سرساعت برود و گچ بیاورد و مسئول خاموش کردن چراغ ها در بعد از ظهر، اخرین نفری باشد که از کلاس بیرون می رود. این امر ممکن نیست مگر اینکه عشق به انجام وظیفه در دانش آموزان زنده باشد و برای اینکه این عشق زنده باشد باید خیلی از روانشناسی و مدیریت مدرن استفاده کرد. شیوه های سنتی و استفاده از زور و قدرت ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد ولی در درازمدت افراد را دلسرد می کند. البته استفاده از سیستم پاداش بهترین کار ممکن است. مثلا می شود به مسئول گچ قول داد که نمره انضباطش صد در صد بیست خواهد بود. حالا اگر یکدفعه نمره اش پایین آمد، باید آدم فن فرار از لحظات سخت یا مدیریت بحران را بلد باشد که بتواند به نوعی عصبانیت او را کاهش دهد چون بهرحال همیشه یک فکر روشن و درست به این متوجه است که چهار ماه دیگر هم دوباره انتخاباتی هست و نباید دشمن تراشی کرد....روی هم رفته مدیر کلاس بودن، آن هم در مدرسه ای مثل مدرسه روزبه به یک چیز بیشتر از هرچیز دیگر احتیاج دارد و آن تجربه است....من اصلا این را نمی دانستم ولی حالا کاملا به این امر معتقد شده ام.