از یادداشت ...ترانه های خیام
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
حالی که از این دیر کهن در گذریم
با هفت هزار سالگان سر بسریم ...
ترانه های خیام جالب است. صد البته اگر مسحور جنبه زیبایی شناختی آن بشویم، طبیعی ترین کار ممکن را انجام داده ایم. آن ها که ذوق درک زیبایی ها را ندارند از مناظر دیگر به این ترانه ها می نگرند. یا وارد مقوله شرع می شوند و با مفاهیم مذهبی به ارزیابی آن می پردازند که در اینصورت خیام به صورت یک کافر یا اگر خیلی گذشت داشته باشی یک موجود هرهری مذهب و اپی کوریستی جلوه می کند ( بدون تعمق کافی در این عبارات ) و یا از بعد فلسفی به این ترانه ها نگاه می کنند که هرچند به اندازه آن قبلی گزنده و روح فرسا نیست باز نوعی کم لطفی در حق ترانه سرای بزرگی است که زیبایی را به نحو شایسته کلام نمود داده است.
از بعد فلسفی و البته درجه پایین تری از کم لطفی به شاعر، زمان خیامی زمان خاصی است. گمان می کنم از زمان هندوها و آیین ودا تبعیت می کند. زمان خطی ما که بالطبع به حکم خطی بودن دارای آغاز و پایانی است و تجلی بارز آن در تولد و مرگ ملحوظ است ( چه انسان و چه طبیعت )، در زمان خیامی به شکل شروع از هیچ و بازگشت به هیچ یا شروع از خود و بازگشت به خود معنی می شود. این زمان فاقد لابیرنت ها و در هم رفتگی هایی است که زمان برگرفته از نظریات نو مانند ابرریسمان ها و یا نقاط تاریک در فیزیک مدرن مطرح می کنند. و صد البته از آن ها ساده تر و صریح تر است. یک دایره فاقد نقطه شروع و پایان است. برای همین مرگ و زندگی در هم تنیده است و هیچکدام آغاز و پایانی برای وجود محسوب نمی شود. به همین دلیل همواره آدمی در گاه گذشتن از این دیر کهن با هفت هزار سالگان و بلکه هفتاد هزار سالگان سربه سر است. چون هیچگاه جدای از شروع و پایانی که آن ها شروع کرده و به پایان برده اند نبوده است.
با این همه، من امسال در ایینه وجود دیگران بالارفتن سن خود و گامی پیش نهادن به سوی فرجام کار خود را دیدم. مهمانی ها و دید و بازدیدها فرصت خوبی است که ادم این چیزها را محک بزند. بچه ها بزرگ می شوند و بزرگ ها بزرگتر و بلکه پیرتر. این بازی دور روزگار است. چهره ها چین می خورد، موها به سفیدی می گراید و ذهن ها تیره تر و کند تر می شود. چه بخواهیم و چه نخواهیم. تغییر بعضی چهره ها که سال ها بود آن ها را ندیده بودم برایم واقعا اگر نه حیرت اور بلکه به نهایت جالب توجه بود. زمان چه حلقوی، چه خطی و چه لابیرنتی تاثیرات خودش را عمیق و اصیل بر این چهره ها گذاشته بود. اما از بحث دور افتادم....